جلسه اول لغایت چهارم حقوق جزای اختصاصی1
جلسه اول
حقوق جزای اختصاصی
مقدمه
در این درس جرایم علیه اشخاص را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم
هر کدام ازپیامبران توحیدی ادیان الهی معجزه ای داشتند. برای مثال معجزه حضرت موسی(ع) عصایش بود که وقتی به روی زمین می انداخت به صورت اژدها در می آمد همه ساحران مبهوت می شدند و معجزه حضرت عیسی (ع) به امر الهی، زنده کردن مردگان بود که انسانها عاجز از چنین اقدامی بودند. ولیکن معجزه پیامبر اسلام (ص) عبارت است از علم و دانش.
همانطور که انسانها با تبدیل عصا به اژدها مبهوت شده و به حضرت موسی (ع) ایمان آوردند وقتی که مواجه با گوساله سامری شدند از ایمان به خداوند منصرف شدند و به گوساله ایمان آوردند و از خداپرستی به گوساله پرستی گرویدند.
مهمترین وجه تمایز معجزه پیامبر اسلام (ص) از سایر پیامبران ادیان توحیدی ، معجزه علمی بود که در طول تاریخ و برای همه جوامع بشری قابل استفاده و هدایتگر می باشد.
جرم قتل در قرآن کریم به قتل عمدی و قتل خطایی تقسیم شده است.
1) آیات قرآن در خصوص جرم قتل عمدی عبارتند از :
سوره مائده
آیه 27 : و داستان دو پسر آدم (هابيل و قابيل) را به حق و درستى بر آنها بخوان، آن گاه كه آن دو كار تقربآورى انجام دادند (هابيل شتر نحر كرد و قابيل اندكى گندم پيش آورد) پس از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد. (قابيل) گفت: حتما تو را خواهم كشت. (هابيل) گفت: جز اين نيست كه خدا از پرهيزكاران مىپذيرد. (ترجمه مشکینی)
آیه 28 : البته اگر تو دستت را به سوى من دراز كنى كه مرا بكشى، من هرگز دستم را به سويت دراز نمىكنم كه تو را بكشم (هر چند از خود دفاع مىكنم) همانا من از پروردگار جهانيان مىترسم. (ترجمه مشکینی)
آیه 29 : من مىخواهم (سبقت نكنم) تا تو با گناه (كشتن من و ديگر گناهان) من و گناهان خود (به نزد خدا) بازگردى و از دوزخيان باشى، و اين است كيفر ستمكاران. (ترجمه مشکینی)
آیه 30 : پس نفس (امّاره) او كشتن برادرش را در نظر وى مرغوب كرد و آسان جلوه داد، پس او را كشت و از زيانكاران گرديد. (ترجمه مشکینی)
آیه 31 : پس خداوند زاغى را برانگيخت كه زمين را (براى دفن چيزى) مىكند، تا به وى نشان دهد كه چگونه جسد برادرش را كه نبايد ديده شود پنهان سازد. وى گفت: اى واى بر من، آيا من ناتوان بودم از اينكه مثل اين زاغ باشم تا جسد برادر خود را پنهان نمايم؟! پس از پشيمانان گرديد. (ترجمه مشکینی)
آیه 32: و بدين سبب (به سبب وقوع چنين فاجعهاى) بر بنى اسرائيل (و همه ملتها در طول تاريخ) نوشته و مقرّر داشتيم كه هر كس انسانى را جز براى قصاص نفس يا فسادى كه در روى زمين كرده بكشد (يا از اسلام به كفر درآورد) چنان است كه گويى همه مردم را كشته (و گمراه ساخته و در جهنمى مخصوص قاتلان بىگناهان خواهد بود)، و هر كس انسانى را حيات بخشد (از مرگ نجات دهد يا از كفر به اسلام آورد) گويى همه مردم را زنده كرده (و هدايت نموده) است. و به يقين فرستادگان ما براى آنها (بنى اسرائيل) دلايل روشنى آوردند، سپس بسيارى از آنان پس از آن در روى زمين بيش از حد به فساد و خونريزى پرداختند. (ترجمه مشکینی)
سوره بقره
آیه 178 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر شما درباره كشتهشدگان (به عمد، حكم) قصاص نوشته و مقرر شده: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن. پس هر كه (هر قاتلى كه) از جانب برادر (دينى) خود (ولىّ مقتول) مورد چيزى از عفو قرار گرفت (همه حق قصاص يا بعضى از آن را بخشيد يا تبديل به ديه نمود) پس (بر عفوكننده است نسبت به بقيّه يا گرفتن ديه) پيروى از معروف، و (بر قاتل است) پرداخت ديه به او به نيكى و احسان. اين (دستور كه قصاص حكم تخييرى است نه واجب معين) تخفيف و رحمتى است از جانب پروردگارتان. پس هر كه بعد از عفو، تجاوز كرد (قاتل را كشت) او را عذابى دردناك خواهد بود. (ترجمه مشکینی)
آیه 179 : و براى شما- اى صاحبان خرد- در قصاص، زندگى است (در پياده كردن حكم قصاص زندگى جامعه است) شايد (از خونريزى به ناحق) پرهيز كنيد. : (ترجمه مشکینی)
مواد قانونی:
ماده 63 لغایت 198
و204 لغایت 728
درس حقوق جزای اختصاصی در دوره کارشناسی رشته حقوق جرایم ذیل مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند:
1)جرایم علیه اشخاص
2)جرایم علیه اموال مالکیت
3)جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی
همچنین قانون مجازات اسلامی طی مواد 729 لغایت 782 در فصل جداگانه ای تحت عنوان«جرایم علیه محرمانگی داده ها و سامانه های رایانه ای و مخابراتی» را پیش بینی نموده است.
درس حقوق جزا اختصاصی 1 طی 3 واحد ارائه می شود و موضوع آن عبارتست از:
1)جرم قتل
2)جرم ایراد ضرب و جرح وصدمه نسبت به اعضای بدن مانند : قطع عضو یا شکستگی استخوان
3)صدمه علیه منافع اعضای بدن مانند منفعت بینایی،چشایی، شنوایی
جرایم علیه اشخاص:
1) تمامیت جسمانی که شامل سلب حیات (کشتن) ، قطع اعضا ، ضرب جرح
2) حیثیت معنوی
تقسیم بندی جرایم ازحیث عنصرروانی
عمد موضوع ماده 204
غیر عمد موضوع ماده 714
درجرایمی بر خلاف منافع مادی اشخاص است کمتر اصطلاح غیر عمد مطرح است.
ولی در رفتارهای بر ضد تمامیت جسمانی اصطلاح « عمد و غیر عمد» مطرح است.
تقسیم بندی جرم قتل در ماده 204 قانون مجازات اسلامی
1)عمد
2)شبه عمد
3)خطا محض
قتل عمدی :
1-قصد فعل+ قصد نتیجه حاصله ( سلب حیات ) = به این نوع از قتل قتل عمد محض می گویند.( بند الف ماده 206 ق م ا )
2- قصد فعل + عدم وجود قصد نتیجه = قتل در حکم عمد ( بند ب ماده 206 ق م ا)
3- قصد فعلی که نوعا کشنده نیست ولیکن به لحاظ وضعیتی که در مجنی علیه وجود دارد این فعل نوعا غیر کشنده منتهی و منجر به سلب حیات از مجنی علیه می شود.( بند ج ماده 206 ق م ا)
مورد 2 و 3 جز مواردیست که پرونده های زیادی در دادگاه ها مطرح بوده در استنباط از قوانین در بین قضات دادگاه ها اختلاف نظر زیادی وجود دارد که شاهد آراء اصراری شعب کیفری دیوان عالی کشور و همچنین مواجه با آراء وحدت رویه صادره از هیأت عمومی دیوان عالی کشور می باشیم.
در بین صاحب نظران و اندیشمندان حقوقی و قضات محاکم در تشخیص قتل عمدی از قتل غیر عمدی درکشور های مختلف اعم از کشور های توسعه یافته وکشور های در حال توسعه نیز اختلاف نظر زیادی وجود دارد .
به طور مثال شخصی مبادرت به آتش زدن منزل دیگری می کند بدون آنکه قصد کشتن دیگری را داشته باشد ، اگر علم به این موضوع داشته باشد که افرادی در منزل حضور دارند و اشخاص به قتل برسند ، آیا قتل عمدی محسوب می شود؟
قتل به تسبیب: گاهی فاعل در ارتکاب جرم به طور مستقیم دخالت نمی کند، بلکه سببی را فراهم می کند که به موجب آن فردی فوت می کند.
به طور مثال : شخصی چاهی را حفر می کند و شخص دیگری داخل آن می افتد. کندن چاه سبب است و فاعل و حافر چاه مسبب می باشد.
جلسه دوم
حقوق جزای اختصاصی یکی از شاخه های حقوق عمومی است که رابطه ی اشخاص با دولت را مشخص می کند.
تقسیمات حقوق جزا
ماهوی:که شامل حقوق جزای عمومی و حقوق جزای اختصاصی است
شکلی:که شامل آیین دادرسی کیفری است
درحقوق جزای عمومی کلیات بحث شدمثل تعریف و عناصرتشکیل دهنده وعوامل موجهه جرم، و مسئولیت جزایی.
درحقوق جزای اختصاصی، با توجه به اصولی که درحقوق جزای عمومی مطرح شد، هرجرمی به طور مستقل مورد بررسی قرار میگیرد.
منابع حقوق کیفری اختصاصی
اول) منابع قانونی شامل:
1-1)اصولی از قانون اساسی
اصل ۲۲: حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض تجویز کند مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
اصل ۳۶-حکم به مجازات و اجراء آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل ۳۷ - اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد
۳۸ - هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود
اصل ۱۶۶- احکام دادگاهها باید مستدل و مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده است
اصل۱۶۷- قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و نمیتواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد
اصل ۱۶۸- رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت میگیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون ر اساس موازین اسلامی معین میکند
اصل ۱۶۹-هیچ فعلی یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمیشود
2-1)قوانین عادی
از قبیل:
1- قانون مجازات اسلامی ومقررات دیگرمصوب مجلس.
مثل قانون انتقال مال غیرمصوب 5 فروردین ماه 1308
ماده اول - «کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحاء عیناً یا منفعتاً بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند کلاهبردارمحسوب و مطابق ماده 238قانون عمومی محکوم میشود
و همچنین است انتقالگیرنده که در حین معامله عالم به عدم مالکیت انتقال دهنده باشد
اگر مالک از وقوع معامله مطلع شده و تا یک ماه پس از حصول اطلاع اظهاریه برای ابلاغ به انتقال گیرنده و مطلع کردن او از مالکیت خود به اداره ثبتاسناد یا دفتر بدایت یا صلحیه یا یکی از دوائر دیگر دولتی تسلیم ننماید معاون جرم محسوب خواهد شد هر یک از دوائر و دفاتر فوق مکلفند درمقابل اظهاریه مالک رسید داده آن را بدون
فوت وقت به طرف برسانند.»
2-قانون تشدیدمجازات مرتکبین ارتشاء واختلاس و کلاهبرداری مصوب15/9/1367مجمع تشخیص مصلحت نظام.
3-قانون صدورچک مصوب 16/4/1355بااصلاحیه های بعدی
4-قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مصوب 9/10/1382مجلس شورای اسلامی
5-قانون مجازات اخلال گران درنظام اقتصادی کشورمصوب 19/9/1369مجلس شورای اسلامی
6-قانون تعزیرات حکومتی مصوب23/12/1367مجمع تشخیص مصلحت نظام با اصلاحیه های بعدی
7-آیین نامه ی دادسراهاو دادگاه های ویژه روحانیت مصوب 14/5/1369مقام معظم رهبری با اصلاحیه های بعدی
8-قانون مربوط به مقررات امورپزشکی و دارویی و موادخوردنی وآشامیدنی مصوب29/3/1334بااصلاحیه های بعدی
9-قانون مبارزه با موادمخدر مصوب 3/8/1367مجمع تشخیص مصلحت نظام با اصلاحیه های بعدی
و........
دوم )رویه ی قضایی
شامل آرای صادره از محاکم = رویه قضایی عام
آرای وحدت رویه = رویه قضایی خاص : هیات عمومی دیوان عالی کشور.
سوم)منابع فقهی
اصل۱۶۷- قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و نمیتواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد.
ماده 214 قانون آیین دادرسی کیفری: رأي دادگاه بايد مستدل و موجه بوده و مستند به مواد قانون و اصولي باشد كه براساس آن صادر شده است. دادگاه مكلف است حكمهر قضيه را در قوانين مدون بيابد و اگر قانوني در خصوص مورد نباشد با استناد به منابع فقهي معتبر يافتاوي معتبر حكم قضيه را صادر نمايد و دادگاههانميتوانند به بهانه سكوت يا نقص يا اجمال يا تعارض يا ابهام قوانين مدون از رسيدگي به شكايات و دعاوي و صدور حكم امتناع ورزند.
چهارم)عرف
ماده 2 قانون مجازات اسلامی: « هر فعل يا ترک فعلي که در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب ميشود».
ماده11 قانون مجازات اسلامی: «در مقررات و نظامات دولتي، مجازات و اقدامات تأميني و تربيتي بايد به موجب قانوني باشد که قبل از وقوع جرم مقرر شده باشد و هيچ فعل يا ترک فعل را نميتوان به عنوان جرم به موجب قانون متأخر مجازات نمود ليکن اگر بعد از وقوع جرم قانوني وضع شود که مبني بر تخفيف يا عدم مجازات بوده و يا از جهات ديگر مساعدتر به حال مرتکب باشد نسبت به جرايم سابق بر وضع آن قانون تا صدور حکم قطعي مؤثر خواهد بود. در صورتي که به موجب قانون سابق حکم قطعي لازمالاجرا صادر شده باشد به ترتيب زير عمل خواهد شد:
۱- اگر عملي که در گذشته جرم بوده به موجب قانون لاحق جرم شناخته نشود، در اين صورت حکم قطعي اجرا نخواهد شد و اگر در جريان اجرا باشد موقوفالاجرا خواهد ماند و در اين دو مورد و همچنين در موردي که حکم قبلاً اجرا شده باشد هيچگونه اثر کيفري بر آن مترتب نخواهد بود. اين مقررات در مورد قوانيني که براي مدت معين و موارد خاصي وضع گرديده است اعمال نميگردد.
۲- اگر مجازات جرمي به موجب قانون لاحق تخفيف يابد محکومعليه ميتواند تقاضاي تخفيف مجازات تعيينشده را بنمايد و در اين صورت دادگاه صادرکننده حکم و يا دادگاه جانشين با لحاظ قانون لاحق مجازات قبلي را تخفيف خواهد داد.
اگر مجازات جرمي به موجب قانون لاحق به اقدام تأميني و تربيتي تبديل گردد فقط همين اقدامات مورد حکم قرار خواهد گرفت«.
نحوه ی حل تعارض عرف بااصل قانونی بودن مجازات ها:
درنظام قضایی ما کاربردعرف درحقوق کیفری در حد تطبیق مصادیق با احکام است
مثال) در ماده 638 قانون مجازات مبنی بر« هر کس علناً در انظار و اماکن عمومي و معابر تظاهر به عمل حرامي نمايد علاوه بر کيفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا (۷۴) ضربه شلاق محکوم ميگردد و در صورتي که مرتکب عملي شود که نفس آن عمل داراي کيفر نميباشد ولي عفت عمومي را جريحهدار نمايد فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا (۷۴) ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
تبصره: زناني که بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محکوم خواهند شد. »
جریحه دار کردن عفت عمومی بیان شده، حال ممکن سوال پیش آید که چه اعمالی عفت عمومی را جریحه میکند؟ که پاسخ این سوال راعرف مشخص میکند.
یا در تشخیص عناوین «راهزنی»، « حرز» ،« خطای جزایی» و...
درواقع عرف واضع و منبع اصلی قانون نیست بلکه در تهیه پیش نویس ویا تفسیرآن موثراست؛ می تواند منشا قانونگذاری است.
تعریف قتل عمدی
درقانون تعریفی از قتل ارائه نشده است ، برای تعریف آن باید به نظریات حقوقدانان مراجعه نمود.
در ماده 170 قانون مجازات عمومی سابق نیز تعریفی از قتل عمدی بیان نشده بود صرفا مقرر می داشت: مجازات قتل عمدی اعدام است.
مقایسه« قتل» با«مرگ یا فوت»:شخصی که فوت میکند درواقع نمی گوییم به قتل رسیده است. قتل به مباشرت یا به تسبیب است. درقتل یک عامل ارتکاب است که بدون مجوز قانونی اقدام به سلب حیات از دیگری می کند. اما در مرگ ، شخصی به طور طبیعی فوت میکند.
مقایسه« قتل» با« اعدام»:در اعدام ، شخص مرتکب با مجوز قانونی اعدام میشود و دراجرای امرآمر قانونی است.حکم صادره از مراجع صالح قضایی است
اما در قتل بدون مجوز قانونی است
مقایسه« قتل» با «خودکشی»: در خودکشی مجنی علیه با اراده کامل مبادرت به سلب حیات از خودش میکند گرچه ممکن است اشخاص ثالثی در ارتکاب این رفتار ضداجتماعی ،مبادرت و همکاری کنندمانندآنکه داروفروشی را تحريک يا ترغيب يا تهديد يا تطميع به ارتکاب جرم نمايد و يا به وسيله دسيسه و فريب و نيرنگ موجب وقوع جرم شود.
باعلم به اینکه خریدار میخواهد با مصرف دارو خودکشی کند،دارو را میفروشد. معاونت در خودکشی است بافرض عنصرقانونی قابلیگرد کیفری است (مجازات جرم مستقل).
ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی: اشخاص زير معاون جرم محسوب و با توجه به شرايط و امکانات خاطي و دفعات و مراتب جرم و تأديب از وعظ و تهديد و درجات تعزير، تعزير ميشوند:
۱- هر کس ديگري را تحريک يا ترغيب يا تهديد يا تطميع به ارتکاب جرم نمايد و يا به وسيله دسيسه و فريب و نيرنگ موجب وقوع جرم شود
۲- هر کس با علم و عمد وسايل ارتکاب جرم را تهيه کند و يا طريق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد.
۳- هر کس عالماً و يا عامداً وقوع جرم را تسهيل کند.
تبصره ۱: براي تحقق معاونت در جرم وجود وحدت قصد و تقدم و يا اقتران زماني بين عمل معاون و مباشر جرم شرط است.
تبصره ۲: در صورتي که براي معاونت جرمي، مجازات خاص در قانون يا شرع وجود داشته باشد همان مجازات اجرا خواهد شد.
بنابراین به نظر می رسد بتوان قتل عمدی را به شرح ذیل تعریف نمود:
-سلب حیات ازانسان دارای اهلیت (تمتع و استیفا) بدون مجوز قانونی یا شرعی به صورت ارادی توسط شخصی دیگر(بیگانه،ثالث)
محقق حلی در کتاب شرایع الاسلام، قتل عمدی را به شرح ذیل تعریف نموده است:
«و هو ازهاق النفس المعصومه المکافیه عمدا عدوانا
منظور از ازهاق: درلغت به معنای خارج ساختن است.
منظور از معصوم:هرانسانی که مورد حمایت قانون باشد معصوم تلقی میشود.
منظور ازمکافیه: بیان «هم کفو بودن» است.
منظور ازعمدا: یعنی از بی احتیاطی و بی مبالاتی نباشد، بلکه به صورت ارادی باشد.
منظور ازعدوانا: یعنی از روی دشمنی باشد.
تقسیم بندی قتل:
به نظر میرسد تقسیم بندی قتل عمد برمبنای عنصرروانی به شرح ذیل می باشد:
ماده 204 قانون مجازات اسلامی: 1-عمدی 2-شبه عمد 3- خطای محض
ماده295 بند ب قانون مجازات اسلامی : 4- خطای شبه عمد
ماده 616 و 714قانون مجازات اسلامی: 5- قتل غیر عمد
(6-قتل به تسبیب)
که در ادامه ی مطالب به طور جداگانه به تعریف هریک می پردازیم.
مقایسه« ماده 205 قانون مجازات اسلامی» با «مواد170 به بعدقانون مجازات عمومی سابق»:
ماده ۲۰۵ قانون مجازات اسلامی : قتل عمد برابر مواد اين فصل موجب قصاص است و اولياي دم ميتوانند با اذن ولي امر قاتل را با رعايت شرايط مذکور در فصول آتيه قصاص نمايند و ولي امر ميتواند اين امر را به رئيس قوه قضاييه يا ديگري تفويض نمايد.
درقانون مجازات عمومی سابق مقرر شده بود مجازات قتل عمدی اعدام است . درصورتی که درقانون مجازات اسلامی ازجمله شرایطی که برای قصاص نفس پیش بینی شده عبارتست از :
1-تقاضای اولیای دم(ورثه)
2-اذن ولی امر
3-سایر شرایطی که درمواد فصل اول از کتاب سوم قانون مجازات اسلامی بیان شده .
حال ممکن است سوال پیش آید که اگر شرایط مربوطه نبود مجازات قتل عمدی چیست؟
ماده 208 قانون مجازات اسلامی بیان میدارد:
هرکس مرتکب قتل عمدی شود
شاکی خصوصی نداشته باشد
یا شاکی خصوصی ازقصاص گذشت کرده باشد
واقدام مرتکب قتل موجب اخلال در نظم جامعه یاموجب ترس و خوف شده
یاموجب تجری مرتکب یا دیگران شود
بنابراین مجازات قتل عمدی (غیر قابل قصاص ) 3تا10 سال حبس تعزیری است.
جلسه سوم
تحلیل ماده 206 قانون مجازات اسلامی
بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد:
اعم از انکه فعل نوعا کشنده باشد یا نباشد عنصر مادی + قصدنتیجه که به آن قتل عمد تبعی (در حکم عمد) نیز می گویند.
بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی: کار نوعا کشنده باشد.
بند ج ماده 206 قانون مجازات اسلامی: کار نوعا کشنده نیست بلکه به موجب« وضعیت مجنی علیه» کشنده است با فرض اینکه فاعل عالم به آن وضعیت باشد.
قصد فعل بدون قصد نتیجه.
در تشخیص وضیت مجنی علیه، ضابطه شخصی است.
عنصر مادی جرم + قصد کشنده=که به آن قتل عمد محض نیز می گویند.
کار نوعا کشنده ، در واقع عنصرمادی جرم است:
یا به اعتبار وسیله ای است که بکار میرود مثل سم مهلک خوراندن که نوعا کشنده است
یا به اعتبار موضع اصابت صدمه است مثل ضربه به سر و قلب
یا به اعتبار وضعیت و شرایط مقتول باشد.
شرکت در قتل:
در حقوق جزای عمومی مداخله کنندگان یا همکاری در اتکاب جرم مطرح شده بود.
1-شخص به تنهایی مرتکب شده :مباشریا فاعل یا مرتکب جرم.
2- یک نفرهمراه یک یاچند نفردیگر مرتکب میشود: شرکت در جرم، مباشر+معاون، شریک (حداقل دو نفر)، شرکا +معاون.
3-مباشر در هر سه عنصرتشکیل دهنده ی جرم دخالت دارد.
شریک هم در هر سه عنصر جرم دخالت دارد.
مجازت معاون در قتل را مطرح کرده مواد 207 و 208 قانون مجازات اسلامی تعریف شرکت یا معاونت در قتل ، همان تعریف حقوق جزای عمومی است که در مواد 42 و 43 قانون مجازات اسلامی بیان شده است.
بین معاون و شرکا و مباشر باید« وحدت قصد و اقتران زمانی» وجود داشته باشد. موضوع تبصره 1 ماده 43 قانون مجازات اسلامی.
اگر اقتران زمانی وجود نداشته باشد در این صورت جرم مستقلی محسوب می شود.
از مصادیق تهدید مربوط به ماده 43 قانون مجازات اسلامی در جایی است که اراده از مرتکب سلب نمی شود.
در ماده 211 قانون مجازات اسلامی« اکراه» در قتل عمد بیان شده.
به طور مثال شخص (الف) شخص (ب) را تهدید می کند که( ج) را بکشد و (ب) بر اساس تهدید (ج) را می کشد.
((تهدید و اکراه از عوامل رافع مسئولیت جزایی است اما در جرم قتل عمدی مجوز قتل نمی باشد و رافع مسئولیت جزایی نیست.))
ماده 212 قانون مجازات اسلامی شرکت در قتل:
چون انسانها از حیث نفس یکسان هستند ، هیچ دلیلی وجود ندارد که شخصی برای حفظ جان خودش دیگری را به قتل برساند. تهدید شونده هیچ برتری نسبت به شخص که باید آنرا بکشد ندارد.
ترجیح بلامرجح است که نفس خود را بر دیگری مقدم بشماریم.
مجازات قتل عمدی با رعایت شرایط مربوطه ، قصاص است ، در صورتی که قاتل قصاص نشود با توجه به شرایط ماده 208 قانون مجازات اسلامی، مجازات قاتل از 3 تا 10 سال زندان می باشد.
مجازات قاتل قصاص است اگر دو یا چند نفر مشترکا مرتکب قتل شوند ، مجازات همه آنها قصاص است.
اگر 2 مرد مسلمان، یک مرد مسلمان را به قتل برسانند مجازات هر یک قصاص است و اولیا ی دم به هر یک باید نصف دیه کامل را بدهد و بعد قصاص کنند.
اگر 10 نفر یک فرد را به قتل برسانند اگر اولیا ی دم بخواهند هر 10 نفر را قصاص کنند باید به هر کدام نه دهم دیه را پرداخت کنند.
مازاد جنایت: هر انسانی یک حق حیات دارد. اگر یک حق حیات از بین رفت فقط به اندازه ی یک حق حیات می توان از بین برد از طرف دیگر مجازات کلیه شرکای در قتل عمدی با رعایت شرایط مربوطه قصاص است. بنابراین اگر اولیای دم بخواهند همه ی شرکا را قصاص نمایند باید دیه مازاد بر جنایت را بپردازند.
مواردی که قاتل عمدی قصاص نمی شود:
مجازات اصلی قصاص است نمی توان مجرمی را مجبور به پرداخت دیه کرد.
هر گاه یکی از شرکا قصاص نشود، به استناد ماده 208 یا 612 قانون مجازات اسلامی مجازات هر یک 3 تا 10 سال حبس می باشد.
معاونت در قتل :
عنصر مادی در ماده 43 قانون مجازات اسلامی
مجازات معاون در قتل عمدی ، مواد 207 و 208 قانون مجازات اسلامی.
مجازات معاونت در قتل در صورتی که قاتل قصاص شود 3 تا 15 سال حبس میباشد.
در صورتی که در قتل عمدی قاتل قصاص نشود مجازات معاونت در قتل عبارتست از 1 تا پنج سال حبس. 207 و 208 و 212 ق م ا
قتل غیر عمد در جراحات:
بی احتیاطی در امر رانندگی منتهی به قتل غیر عمدی. عنصر قانونی ماده 714 و 715 قانون مجازات اسلامی .
بی احتیاطی در امر رانندگی منتهی به ایراد صدمه بدنی غیر عمدی.
عنصر روانی: اراده ارتکاب + تقصیر جزایی که شامل بی احتیاطی یا بی مبادلاتی یا عدم رایت نظامات دولتی یا عدم مهارت راننده یا عدم مهارت متصدی وسیله موتوری.
مجازات قتل غیر عمدی ناشی از بی احتیاطی در رانندگی:
6 ماه تا 3 سال حبس و پرداخت دیه در صورت مطالبه اولیای دم.
موضوع تبصره ماده 718 قانون مجازات، راننده ای که مترکب قتل شده مشمول ماده 3 قانون وصول برخی در آمد های دولت نیست، یعنی قاضی دادگاه نمی تواند به استاناد این قانون مجازات حبس را تبدیل به جزای نقدی نماید ، اما می تواند از ماده 22 قانون مجازات اسلامی برای تخفیف مجازات استفاده نماید. در واقع مواد 714 و 718 قانون مجازات اسلامی استثنا می باشد ، اما مواد 715 و 716 و 717 قانون مجازات اسلامی مشمول ماده 3 قانون وصول برخی در آمد های دولت می باشد.
نکته: طبق ماده 3 قانون وصول برخی در آمد های دولت مجازات های حبس کمتر از 3 ماه و 10 روز را نمی توان تبدیل به جزای نقدی نمود.
جهات تشدید مجازات راننده مقصر عبارتند از: (موضوع ماده 718 قانون مجازات اسلامی)
1) مستی در حین رانندگی
2) نداشتن گواهی نامه
3) سرعت بیش از حد مقرر
4) به حرکت در آوردن وسیله نقلیه با وجود نقص و عیب مکانیکی مؤثر در حادثه.
5) عدم رعایت علامت مخصوص پیاده رو یا محل عبور عابرین.
6) عبور از محل ممنوع (ورود ممنوع)
دیه اعضا:
بر مبنای قانون مجازات اسلامی برخی از اعضا دیه مشخص دارند.( مواد 367 الی 479 قانون مجازات اسلامی)
فصل اول از باب نهم قانون مجازات اسلامی: دیه موی انسان اعم از زن و مرد دارای دیه مشخص می باشد.
فصل دوم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: دو چشم انسان دارای دیه کامل می باشد.
مجموع 4 پلک دو چشم دارای دیه کامل می باشد.
فصل سوم از باب نهم قانون مجازات اسلامی:بینی انسان دارای دیه کامل می باشد.
فصل چهارم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مجموع دو گوش دارای دیه کامل است و هرکدام دارای نصف دیه است.
فصل پنجم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مجموع دو لب انسان دارای دیه کامل می باشد هر کدام دارای نصف دیه است.
فصل ششم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: زبان سالم دارای دیه کامل است.
فصل هفتم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مجموع 28 دندان انسان دارای دیه کامل است.
فصل هشتم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: گردن دارای دیه کامل است.
فصل نهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مجموع دو فک دارای دیه کامل است.
فصل دهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مجموع دو دست دارای دیه کامل است و هر کدام نصف دیه .
مجموع دو پا دارای دیه کامل است و هر کدام نصف دیه .
فصل یازدهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: دیه هر ناخن 10 دینار است.
فصل دوازدهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: ستون فقرات دارای دیه کامل است.
فصل سیزدهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: نخاع انسان دارای دیه کامل است.
فصل پانزدهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی:هر یک از دنده های انسان که در پهلوی چپ واقع شده و محیط به قلب می باشد ، 25 دینار و دیه هر یک از سایر دنده ها 10 دینار است.
فصل شانزدهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مجموع دو استخوان ترقوه دارای دیه کامل است. در صورتی که شکستگی آن در مان نشود یا با عیب درمان شود نصف دیه کامل است.
اگر به خوبی درمان شود 40 دینار می باشد.
فصل هجدهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مطابق رأی وحدت رویه 691 مورخ 11/7/1385 دست یا پا دارای دو استخوان نازک نی و درشت نی می باشد و در صورت شکسته شدن دو دیه استخوان می گیرد.
فصل نوزدهم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: جنایت ومنجر به زوال عقل دارای دیه کامل است.
فصل بیستم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: حس شنوایی مجموع دو گوش دارای دیه کامل است و هر کدام نصف دیه.
فصل بیست و یکم از باب نهم قانون مجازات اسلامی:مجموع بینایی دو چشم دارای دیه کامل است و هرکدام نصف دیه.
فصل بیست و دوم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: مجموع حس بویایی دو مجرای بینی دارای دیه کامل است و هر کدام نصف دیه.
فصل بیست و سوم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: از بین بردن حس چشایی موجب ارش است.
فصل بیست و چهارم از باب نهم قانون مجازات اسلامی: صوت و گویایی دارای دیه کامل می باشد.
((چنانچه عضوی از بدن دیه مشخص در قانون مجازات را نداشته باشد ارش تعیین می شود.))
دیه جراحت : ( از جمله مواد 480 الی 497 قانون مجازات اسلامی)
در ماده 480 قانون مجازات اسلامی دیه جراحت سر و صورت را مشخص نموده است.
در ماده 481 قانون مجازات اسلامی دیه جراحاتی که در غیر سر و صورت واقع می شود را مشخص نموده است.
سؤال:
1) اگر شخص مصدوم هزینه های بیمارستانی و درمانی که انجام می دهد بیش از مقدار دیه باشد آیا خسارت مازاد بر دیه می بایست توسط مقصر حادثه پرداخت شود یا خیر؟ به عبارت دیگر تکلیف خسارات مازاد بر دیه چیست؟
2) اگر موضحه یا سمحاق در یک پای انسان ایجاد شود دیه آن چقدر است؟
.......................................................................................................
مواد 367 تا 497 قانون مجازات اسلامی و
صفحات( 27 الی 107 )و ( 171 الی 178 ) و ( 187 الی 226 ) از کتاب حقوق کیفری اختصاصی 1 (جرایم علیه اشخاص) دکتر امیر خان سپهوند.
مطالعه شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود.
جلسه چهارم
جرایم علیه اشخاص:
1)جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص
الف) سلب حیات
ب) قتل و ایراد صدمه به اعضا ومنافع بدن انسان
عمد - شبه عمد – خطای محض – غیرعمد.
2)جرایم علیه حیثیت معنوی اشخاص.
تعریف جرم عمد = اراده ارتکاب + قصدمجرمانه
موارد قتل عمد(ماده 206 قانون مجازات اسلامی)
بند الف) قصد فعل + قصد نتیجه (سلب حیات )
بند ب) قصد فعل نوعا کشنده (قصدتبعی یا سوء نیت تبعی)+ فقدان قصدقتل
بند ج) قصدفعل نوعا غیرکشنده (قتل درحکم عمد)+ عدم قصد سلب حیات؛ ولیکن به دلیل وضعیت مجنی علیه و علم فاعل به وضعیت مجنی علیه رفتار فاعل منتهی به قتل میشود.
مثال قصد تبعی :قاتل کاری را انجام میدهد که منجر به مرگ شخص دیگری میشود.مانند ضربه زدن به سر حتی اگر قصد کشتن نداشته باشد.
هرگاه شخصی ضربه ای به دیگری بزند که منجر به مرگ وی شود حتی اگر قصد کشتن او را هم نداشته باشد، آن قتل در حکم عمد خواهد بود.
قتل غیرعمدی : موضوع ماده 714 قانون مجازات اسلامی
موارد قتل غیر عمدی : اراده ی ارتکاب + تقصیر جزایی
بی احتیاطی
بی مبالاتی
عدم رعایت نظامات دولتی
عدم رعایت مقررات فنی
غفلت
سهل انگاری
عدم مهارت
سوال1) اقسام قتل را نام ببرید و هر یک را با استناد به مواد قانونی تجزیه و تحلیل کنید؟
جواب1) درمواد زیراز قانون مجازات اسلامی اقسام جرم قتل نام برده شده است :
ماده ۲۰۴ قانون مجازات اسلامی: قتل نفس بر سه نوع است: عمد، شبهعمد، خطا.
ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی: قتل در موارد زير قتل عمدي است:
الف- مواردي که قاتل با انجام کاري قصد کشتن شخص معين يا فرد يا افرادي غيرمعين از يک جمع را دارد خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نباشد ولي در عمل سبب قتل شود.
ب- مواردي که قاتل عمداً کاري را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.
ج- مواردي که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاري را که انجام ميدهد نوعاً کشنده نيست ولي نسبت به طرف بر اثر بيماري و يا پيري يا ناتواني يا کودکي و امثال آنها نوعاً کشنده باشد و قاتل نيز به آن آگاه باشد.
ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی: در موارد زير ديه پرداخت ميشود:
الف- قتل يا جرح يا نقص عضو که به طور خطاي محض واقع ميشود و آن در صورتي است که جاني نه قصد جنايت نسبت به مجني عليه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را، مانند آن که تيري را به قصد شکاري رها کند و به شخصي برخورد نمايد.
ب- قتل يا جرح يا نقص عضو که به طور خطاي شبيه عمد واقع ميشود و آن در صورتي است که جاني قصد فعلي را که نوعاً سبب جنايت نميشود داشته باشد و قصد جنايت را نسبت به مجني عليه نداشته باشد مانند آن که کسي را به قصد تأديب به نحوي که نوعاً سبب جنايت نميشود بزند و اتفاقاً موجب جنايت گردد يا طبيبي مباشر تا بيماري را به طور متعارف معالجه کند و اتفاقاً سبب جنايت بر او شود.
ج- مواردي از جنايت عمدي که قصاص در آنها جايز نيست.
تبصره ۱: جنايتهاي عمدي و شبه عمدي ديوانه و نابالغ به منزله خطاي محض است.
تبصره ۲: در صورتي که شخصي کسي را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن بکشد و اين امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد که مجنيعليه مورد قصاص و يا مهدورالدم نبوده است قتل به منزلهي خطاي شبيه عمد است و اگر ادعاي خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است.
تبصره ۳: هرگاه بر اثر بياحتياطي يا بيمبالاتي يا عدم مهارت و عدم رعايت مقررات مربوط به امري، قتل يا ضرب يا جرح واقع شود به نحوي که اگر آن مقررات رعايت ميشد حادثهاي اتفاق نميافتاد قتل و يا ضرب و يا جرح در حکم شبه عمد خواهد بود.
ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی: در صورتي که قتل غيرعمد به واسطهي بياحتياطي يا بيمبالاتي يا اقدام به امري که مرتکب در آن مهارت نداشته است يا به سبب عدم رعايت نظامات واقع شود مسبب به حبس از يک تاسه سال و نيز به پرداخت ديه در صورت مطالبه از ناحيه اولياي دم محکوم خواهد شد مگر اين که خطاي محض باشد.
تبصره: مقررات اين ماده شامل قتل غيرعمد در اثر تصادف رانندگي نميگردد.
ماده ۷۱۴ قانون مجازات اسلامی: هر گاه بياحتياطي يا بيمبالاتي يا عدم رعايت نظامات دولتي يا عدم مهارت راننده (اعم از وسايط نقليه زميني يا آبي يا هوايي) يا متصدي وسيلهي موتوري منتهي به قتل غيرعمدي شود مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و نيز به پرداخت ديه در صورت مطالبه از ناحيهي اولياي دم محکوم ميشود.
تبصره: اظهار نظر کارشناسي در خصوص تشخيص بياحتياطي يا بيموالاتي يا عدم رعايت نظامات دولتي يا عدم مهارت در مورد سوانح مربوط به وسايل نقليهي زميني، آبي و هوايي حسب مورد اداره راهنمايي و رانندگي، شرکت راهآهن جمهوري اسلامي ايران، سازمان بنادر و کشتيراني و سازمان هواپيمايي کشوري ميباشد.
سوال2) مجازات قتل عمدی را به استناد موادقانونی بیان کنید ؟
جواب2) مجازات قتل عمدی قصاص می باشد با رعایت شرایط مربوطه که شرایط آن بعدا بیان خواهد شد.
در صورتی که مجازات قصاص در جرم قتل عمدی اجرا نشود و عدم اجرای حکم قصاص به استناد یکی از موارد مذکور در مواد 208 و 612 قانون مجازات اسلامی باشد مانند نداشتن شاکی خصوصی ، قاتل به 3 الی 10 سال حبس محکوم می شود.
مقایسه ماده 208 و 612قانون مجازات اسلامی :
در مقایسه دو ماده بیان می داریم،
تفاوتی که بین ماده 208 با ماده 612 قانون مجازات اسلامی وجود دارد عبارتست از : عبارت «یا به هر علت قصاص نشود».
و سایر موارد کاملا مشابه می باشند.
سوال3)قتل غیر عمدی را شرح دهید؟
جواب 3) عنصر قانونی قتل غیرعمدی عبارتست از مواد714 و 616 قانون مجازات اسلامی در صورتیکه قتل غیر عمدی ناشی از بی احتیاطی یا تقصیر جزایی در امر رانندگی یا تصدی وسایل موتوری باشد عنصر قانونی ماده 714 است. در صورتیکه قتل غیر عمدی ناشی از تقصیر جزایی در غیر از موارد رانندگی در امر رانندگی یا غیر از موارد تصدی وسایل موتوری باشد عنصر قانونی ماده 616 در مواردی که سلب حیات ناشی از اراده ارتکاب ، توام با تقصیر جزایی باشد قتل حاصله غیر عمدی نامبده می شود و تقصیر جزایی از جمله عبارتست از:
بی احتیاطی
بی مبالاتی
عدم رعایت نظامات دولتی
عدم رعایت مقررات فنی
غفلت
سهل انگاری
عدم مهارت
سوال4) مجازات قتل غیرعمدی راشرح دهید؟
جواب4) طبق ماده 295 قانون مجازات اسلامی عبارت است از دیه در صورت مطالبه ی اولیای دم.
طبق ماده 616 قانون مجازات اسلامی مجازات 1 تا 3 سال حبس .
طبق ماده 714 قانون مجازات اسلامی مجازات 6 ماه تا 3 سال حبس.
در صورت تحقق شرایط قصاص و مطالبه ی اولیای دم مجازات قتل عمدی قصاص است و در صورتیکه به هر علتی قاتل قصاص نشود و جرم قتل واقع شده موجب اخلال در نظم جامعه یا اخلال در امنیت جامعه یا موجب ترس در جامعه یا موجب تجری دیگران شود در این صورت طبق مواد208 و 612 قانون مجازات اسلامی مجازات قتل عمدی از 3تا 10 سال حبس می باشد.
سوال 5)معاونت در قتل عمدی را تعریف کنید در چه مواردی رفتار شخص به عنوان معاونت درقتل محسوب می شود و مجازاتش چیست ؟
جواب5)معاونت در جرایم در درس حقوق جزای عمومی 2 بیان شده است.
در حقوق جزای عمومی فاعل یا مباشرشخصی است که در کلیه ی ارکان تشکیل دهنده جرم دخالت دارد به عبارت دیگر مرتکب رفتاری می شود که آن رفتاردر قانون جرم محسوب می شود (عنصر قانونی) و در عملیات اجرایی جرم (عنصرمادی جرم) دخالت دارد همچنین ارتکاب جرم ، عمدی یا غیرعمدی می باشد به عبارت دیگر به دلیل قصدمجرمانه (قصد شریرانه یا سوء نیت) بوده ویا بدلیل تقصیرجزایی ( بی احتیاطی، بی مبالاتی و...) باشد.
در صورتی که معاونت در جرم ، حالتی است که شخص معاون در عنصرقانونی و عنصرمعنوی یا روانی دخالت دارد. به عبارت دیگر در عملیات اجرایی که مستقیما منتهی به وقوع جرم می شود دخالتی ندارد.بطور مثال شخص «الف» که وسیله کشنده ای مانند چاقو برای شخص «ب» تهیه نموده تا شخص«ب» اقدام به کشتن شخص «ج» نماید.
در صورت وقوع جرم (قتل)،شخص الف معاون جرم قتل عمدی محسوب می شود.
طبق تبصره مواد612و 208 قانون مجازات اسلامی ، مجازات معاونت در قتل عمدی از 1تا5سال حبس می باشد.
ماده 42 قانون مجازات اسلامی شرکت درجرم را بیان نموده است:
مقایسه مواد27 قانون مجازات عمومی سابق با ماده 42 قانون مجازات اسلامی
وجه افتراق ماده 27 قانون مجازات عمومی سابق با ماده 42 قانون مجازات اسلامی عبارتست ازاینکه در ماده 27 قانون مجازات عمومی سابق شرکت درجرم را ناظربه کلیه جرایم می دانست
در صورتی که درماده 42 قانون مجازات اسلامی شرکت درجرایم قابل تعزیریا مجازاتهای بازدارنده رابیان نموده است و شرکت درجرایم مستوجب قصاص(قابل قصاص)،جرایم مستوجب دیه و جرایم مستوجب حدود بایدبه ابواب مربوطه مراجعه نمود. بنابراین برای بحث شرکت درقتل، باید به موادقانئنی مربوطه به جرم قتل مراجعه نمود که عبارت است ازجمله مواد212تا218 قانون مجازات اسلامی.
شرکت در قتل عمدی:
جرم شرکت درقتل عمدی زمانی تحقق می یابدکه کلیه شرکاء به یکی از صورتهای مذکور در ماده 206 قانون مجازات اسلامی اقدام به کشتن دیگری بنماید و مرگ مقتول مستندیا قابلیت استناد به عمل همه مداخله کنندگان در ارتکاب قتل باشد اعم ازاینکه رفتار هریک ازشرکاء به تنهایی برای وقوع قتل کافی باشدیا نباشدو اعم از اینکه اثرکارهمه شرکامساوی باشد یا نباشد.
مجازات هریک ازشرکای در قتل ، مجازات فاعل مستقل است به استثنای اینکه اولیای دم می بایست دیه ی (خون بهای) مازادبرجنایت شرکاء را بپردازند تا بتوانند همه شرکت کنندگان درقتل عمدی را قصاص نمایند. بنابراین چنانچه هریک از شرکای درقتل، قصاص نشوند به این دلیل که اولیای دم قادربه پرداخت دیه ی مازادبرجنایت آنان نباشند در این صورت دادگاه برای شرکت در قتل به استناد مواد208 و 612 قانون مجازات اسلامی، مجازات 3تا10 سال حبس را اعمال می نماید.
به طورمثال شخص«الف» و «ب» و«ج» اقدام به قتل «د» نموده اند . چنانچه اولیای دم بخواهند شرکای در جرم قتل عمدی را قصاص نمایند می بایست دیه مازادبر جنایت را پرداخت نمایند
یعنی دو دیه به این 3نفرپرداخت تا بین آنان تقسیم وسپس قصاص اجرا می شود.
(به هریک ازشرکت کنندگان در قتل ، دو سوم دیه نفس پرداخت می شود)
معاونت درقتل عمدی:
ارکان معاونت درجرم قتل عمدی رانام ببریدو هریک را بطور مختصرو مفید شرح دهید؟
بنداول) انجام رفتارمثبت مادی
بند دوم) تقدیم و یاهمزمانی بین رفتار معاون با مباشر(یا شرکاء)
بندسوم)وجود وحدت قصد
1-انجام رفتار مثبت مادی : رکن مادی معاونت در جرم قتل عمدی بصورت فعل یا انجام دادن کاری می باشد بنابراین امکان تحقق معاونت در جرم قتل عمدی بصورت ترک فعل وجود ندارد.
شعبه دوم دیوان عالی کشور در رای شماره 25044مورخ 2/11/1317بیان می دارد: اگر شخصی در حضور شخص دیگری مرتکب قتل شخص ثالثی شود و شخص حاضربا امکان جلوگیری از وقوع جرم ولیکن سکوت اختیار نماید شخص حاضر،مستحق هیچگونه مجازاتی نیست زیرا وحدت قصدی وجودندارد.
توضیح بند دوم) منظور اینست که همکاری معاون در عملیات اجرایی جرم باید یاقبل از وقوع جرم قتل صورت پذیرد و یا اینکه بطورهمزمان ، همکاری بین معاون و یا مجرم اصلی باشد.
اگر عملیاتی بعد از وقوع قتل توسط شخصی غیر از قاتل انجام شود مانند ازبین بردن وسایل ارتکاب جرم یا از بین بردن جسدو...موهرد مذکور معاونت در قتل محسوب نمی شود زیرا قبل اوقوع جرم یاهمزمان با آن نبوده بلکه پس از وقوع جرم صورت گرفته .
وحدت قصد،قبل از انجام عمل یا همزمان با انجام عمل ملاک است.
گرچه می تواند عنوان مجرمانه مستقلی داشت باشد.مواد553 و 554 قانون مجازات اسلامی.
توضیح بندسوم)شرط سوم تحقق معاونت در قتل عمدی ، اینست که بین رفتار معاون با مباشریا شرکاء برای ارتکاب قتل عمدی ،وحدت قصدوجود داشته باشد.
به عبارت دیگر در ارتکاب جرم خاصی ، وحدت قصد داشته باشد . به طور مثال شخص «الف» ازشخص«ب» درخواست می نماید که اسلحه ای جهت شکارحیوانات برای اوفراهم نماید.پس از تهیه اسلحه، شخص «الف» بااسلحه مذکور اقدام به کشتن انسانی می نماید.در اینصورت هرچند تهیه اسلحه و تحویل آن به مباشرت از مصادیق معاونت محسوب می شود ولیکن ازآنجا که بین مباشرو تهیه کننده اسلحه هیچگونه وحدت قصدی جهت ارتکاب قتل عمدی محسوب نمی شود.
ممسک (نگه دارنده) در قتل : شخص«ب» دستان شخص «الف » را می بندد تا شخص «ج» مبادرت به قتل شخص «الف» نماید.
در اینصورت نگه دارنده به عنوان شخص ممسک نامیده می شود که مجازات وی در فقه امامیه ، حبس ابد می باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرین وضعیت قانون مجازات اسلامی پیشنهادی:
مقررات قانونی در مجلس تصویب شده و در شورای نگهبان نیز تایید شده است برای ویرایش به اداره ی تنقیح قوانین مجلس شورای اسلامی ارسال شده و پس از تنقیح (ویرایش) به شورای نگهبان ارسال شده و شورای نگهبان به ویرایش انجام شده ایراداتی واردکرده و بیان نموده وضع قانون در اختیار مجلس شورای اسلامی می باشد و اداره تنقیح فقط حق تغییرمحتویات قانون را ندارد فلذا موضوع در مرحله کارشناسی است و تا امروز23/1/91نوشته مذکور به اداره روزنامه رسمی جهت انتشار در روزنامه رسمی ارسال نشده است.